یکشنبه هفدهم آبان 1388
از یک جمله خبری شروع می کنم.بعد جمله خبری دیگر و بعد قصه و بعد هم قصه و بعد همه آنها را به بی بیرحمانه ترین شکل هجو می کنم.به بی راهه ای می برمشان به جایی که بشود به همه چیز خندید.ممکن است کافه باشم یا جای دیگری.حتما سیگاری روشن کرده ام.چند نفر کنارم هستند..می توانی بگویی طنز می توانی اسم دیگری بگذاری ولی این روزها همین تنها راه حل من برای فرار کردن از جهنم خودم است. بعد آخرین مرحله حمله انتحاری به خودم است.خودم را در وسط قائله تنها می بینم
و اینک این منم سوژه ای در تیر رس....
ادامه مطلب
نوشته شده توسط آیدین مسنن در ساعت 3:39 | لینک
|
