شنبه پنجم آذر 1384
چند سال پیش با وحید سری به کارنامه زدیم. وحید قرار بود داستان هاش رو بده مندنی پور. همون جا برای اولین بار آتشی رو دیدم وقتی فهمید از شهرستان اومدیم گفت بازم مثه همیشه. بازم مثه همیشه همه و این جریان از شهرستان اومده بودیم و .... منم مثه همیشه به جای گوش دادن به بحث دوستم و آتشی در مورد وضع نشر و تیراژ شعر به بازم مثه همیشه های دیگر فکر می کردم.
نوشته شده توسط آیدین مسنن در ساعت 22:43 | لینک
|
